تبليغاتX
دریای سرخ

نمی دونم الان چند وقته چیزی ننوشتم مهمم نیست بالاخره برای آدم کار پیش می یاد نمی تونه بنویسه اینا هم مهم نیست. راستش می دونید چیه؟ من فردا امتحان زبان دارم و از اونجایی که اصولا زبانم فوله(نه تورو خدا دست نزید . چرا تشویق ؟ بیشتر از این خجالت زده نکنید) به حالت کاملا بی خیال نشستم اینجا یه کم می نویسم، یه کم چیکن بازی می کنم، یه کم در سایت های مختلف می گردم و ... (البته دقت داشته باشید که مادر بنده فعلا خونه نیست).

در کل روزهای خوشی رو سپری می کنیم. یه پسرخاله مدل 2008 به نام پارسا. ک به جمع ما اضافه شده. الان که به نوشتم نگاه می کنم لذت می برم (به به ببین چی عالی نشسته روی قالی / به به ببین کلوچه نوشته مون چه لوچه/ و از این قبیل اشعار برای نوشتم می خونم) یک اس ام اس سرشار از پارادوکس همین الان به دستم : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید. پیرمردی جوان یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوش خراش شب، قدم زنان ایستاده بود. یه آدم بی کار برام زده امروز چند چند می بریم. واقعا به نظر شما چند چند می بریم؟*

 * لطفا پاسخ خود به آدرس mahsac2010@yahoo.com و mahsa19992.blogfa.com و یا صندوق پستی ... ارسال کنید.


2 نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 11:14 AM |



..:: Copy Right © 2008 هرگونه کپی براری از مطالب این سایت فقط با ذکر منبع مجاز است ::..
All Rights Reserved .:::. Designed By Barbod.Arjmand