تبليغاتX
دریای سرخ

پرده اول: من تازه به دنیا آمدم. صدای ونگ زدن و بهونه گیری های یک نوزاد تمام خانه را پر کرده.

از دید من دنیا هیچ رنگی ندارد : بی رنگ بی رنگ.

 

پرده دوم: من پنج ساله هستم . دنیای من دنیای بازی های کودکانه و سال هایی است که نیامده می روند.  رنگ حسرت داشتن عروسک های دوستم. دنیای من سفید است،  سفید سفید ............

 

پرده سوم: دنیای من رنگ کیف و لباس و کفش مدرسه را به خود گرفته. آرمان ها و آرزوهای یک دختر ده ساله فقط داشتن عروسک نیست. این دنیا رنگ های زیادی دارد : صورتی، بنفش، آبی، زرد .............

 

پرده چهارم: دنیا تغییر کرده است، خیلی زیاد . شاید فقط دنیای من تغییر کرده. شاید فقط من احساس میکنم که دیگر از رنگ های صورتی و زرد دوران کودکی خبری نیست. پانزده سال گذشت. خیلی زود خیلی زودتر از آنچه که فکر می کردم. پانزده سال عمر یک نوجوان است و شاید از دید خیلی ها عمر یک کودک. کودکی که هنوز دنیای آبی و صورتی دارد. اما رنگی تمام رنگ های شاد سال های قبل را خورد. نمی خواهم باور کنم که رنگ سیاه به زیباترین رنگین کمان زندگی من اضافه شده است.              

 

زندگی من چهار پرده بیشتر ندارد ... . 


2 نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 9:58 PM |



..:: Copy Right © 2008 هرگونه کپی براری از مطالب این سایت فقط با ذکر منبع مجاز است ::..
All Rights Reserved .:::. Designed By Barbod.Arjmand